حیرانی

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Friday, December 11, 2009 :::

من نیز سبز شدم
در کنار شما
و روییدم چون گیاهی
در این گلزار
و شنیدم فریاد
بلبل را
و چون ابر گریستم

بیژن جلالی
گزینه اشعار-انتشارات مروارید
1388

Labels:


::  yashar 00:53 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Thursday, November 19, 2009 :::
بابک احمدي :
«مهدي سحابي اينجاست. سلام مهدي، ما هيچ وقت با تو خداحافظي نمي کنيم. همچنان عزيزي، دل مان نمي خواست اين گونه برگردي؛ آن هم در روزهايي که آگاهي ها متحول شده است. او در دگرگون کردن آگاهي نسل جوان نقش بسزايي داشته است؛ با انتخاب کتاب ها براي ترجمه . حالا تو بايد مي بودي و مي ديدي.»
سحابي بدرقه شد

::  yashar 13:38 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Wednesday, November 18, 2009 :::
رویاهای ما را چه کسی کش رفته است؟

::  yashar 11:40 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Wednesday, November 11, 2009 :::
بعد از مدتها آمده ام فضای مجازی خبر بخوانم
مهدی سحابی رفته است

::  yashar 08:45 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Wednesday, October 14, 2009 :::
دل جای تو شد وگرنه پرخون کنمش
در دیـده تویـی وگرنه جیحـون کنمش
امیــد وصــال تـوسـت جــان را ور نـه
از تــن به هــزار حیـلــه بیرون کنمش

ابوسعید ابوالخیر

Labels:


::  yashar 20:59 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Saturday, September 12, 2009 :::
اللهم انا نشكوا اليك
خدایا به تو شکایت می بریم
از دروغ و دروغ و دروغ . . .

::  yashar 20:07 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Thursday, August 27, 2009 :::
در زندگیت، گاهی باید قبول کنی شکست را در برخی از فصل های آن
تا برگهایت بریزد، زمستان بگذرد و بهارت از نو آغاز شود
بخش هایی از آن را بااین خیال از کنارشان رد شدم که گذرم دیگر به آنها نخواهد بود
حالا بعد این سال ها در آغاز میا ن سالی گذر پوست به دباغ خانه افتاده است.
بدجوری هم افتاده است!

Adin batsin, Adin batsin
Adin batsin
Dunya

Labels:


::  yashar 02:09 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Thursday, August 13, 2009 :::
Cevap

Açlıktan bahsediyorsun;
Demek ki sen komunistsin.
Demek bütün binaları yakan sensin.
İstanbul'dakileri sen,
Ankara'dakileri sen...
Sen ne domuzsun sen

اعتراف

از گرسنگی صحبت می کنی؛
پس کمونیستی تو
که ساختمان ها را آتش می زنی
در استانبول
در آنکارا. . .
عجب خوکی هستی تو!

اورهان ولی کانیک
Orhan Veli Kanık

در بین شاعران اورهان ولی را بیش از همه دوست دارم
برای بیشتر درگیر کردن خودم با شعر هایش شروع به ترجمه شعرهایش کرده ام که صد البته به ترجمه های دیگران نیز نظری داشته و خواهم داشت.

Labels:


::  yashar 16:04 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Monday, August 10, 2009 :::
منطق بی نظیر رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس:

بروجردی همچنین در مورد وضعیت حجاریان گفت: ایشان در خانه ای که استخر هم دارد به سر می برد.
خبرنگاری به بروجردی گفت ظاهراً این استخر برای بازجوهاست نه حجاریان که بروجردی گفت: بالاخره نگاه کردن به استخر هم صفایی دارد.

از تابناک

::  yashar 09:34 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Wednesday, August 05, 2009 :::
ما اندکيم. بسيار اندک.
با اين همه ما هستيم؛ نشسته در اتاق هايي کوچک، پشت ميزهايي کوچک تر. اما اتاق هاي کوچک ما، پنجره هاي بزرگي دارد که رو به خيابان ها باز مي شود.
ما نمايشنامه نويسيم و اين روزها به جاي تالار رودکي و مولوي، خيابان رودکي و چهارراه مولوي را رصد مي کنيم و در چهارسوي شهر و ايرانشهر اميد را انتظار مي کشيم. ما نمايشنامه نويسان خلوت گزيده را اين روزها حاجت تماشا از کوي دوست به صحرا کشانده است، از مهتابي به کوچه، از تنگناي صحنه هاي کوچک به بزرگراه قهرمانان بي نشان. حالا ما هم در کنار نام هاي مفخمي چون آنتيگونه و هملت و سياوش، نام قهرمانان حماسه هاي خيابان را مي نشانيم.
ما نمايشنامه نويسان نيت کرده ايم از جمعي بزرگ بنويسيم؛ از آدم هايي که نقش هايي بزرگ را بر ذمه گرفته اند. نيت کرده ايم از آدم هاي کوچک کوچه بنويسيم که در دگرديسي نقش به هيئت پرسوناژهايي فناناپذير قامت بسته اند. اينک اين ما هستيم که مخاطب مردميم
. . .
بيانيه هشت نمايشنامه نويس
شما اندک نیستید، شما :حميد امجد، نغمه ثميني، محمد چرم شير، محمد رحمانيان، محمد رضايي راد، عليرضا نادري، محمد امير يار احمدي و محمد يعقوبي در دل بسیار تماشاگران و خوانندگان آثار خوبتان هستید.

::  yashar 08:26 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Monday, July 27, 2009 :::
سلام !
حال همه‌ی ما خوب است
ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،
که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند
. . .

نامه‌ام بايد کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آينه،
از نو برايت می‌نويسم
حال همه‌ی ما خوب است
اما تو باور نکن!

سید علی صالحی

Labels:


::  yashar 22:15 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Saturday, July 11, 2009 :::
طبیعی ست که واژه مردم از نظر من و آقای فرهاد جعفری به گروه هایی با عقاید و جمعیت متفاوت از کل جمعیت ایران اطلاق شود نه من جمعیت مورد نظر آقای جعفری را در مشهد دیده ام نه آقای جعفری موج سبز قبل و بعد ازانتخابات و برخوردهای انجام شده با آن را در تهران از نزدیک دیده و لمس کرده است.
می خواهم همانند آن بازیکنان فوتبالی باشم که مچ بند های سبزشان نشان بودن در کنار مردم بود کنار مردمی که کنارم هستند.
آقای جعفری بد نیست این نوشته ی خودتان را دوباره بخوانید به قول خودتان:
چه باک که: خدا جای حقی نشسته است!

در همین ارتباط
من از فصل برداشت می‌ترسم آقای جعفری... از ناتور
براي فرهاد جعفري و گل‏گيسو از خواب اقاقیا

Labels:


::  yashar 20:17 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Saturday, July 04, 2009 :::
قطعنامه
شعر تازه يي از فاطمه راکعي

انسانم
شاعرم
و زنم ...
و امروز
طنابي
نه
شعري
بافته ام
براي
به دار زدن
نه
به خود آوردن ات
فرزند بد وطنم...
از انسان بودن
گريزيت نيست
با مادري که
منم . . .

از اعتماد

::  yashar 07:23 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Wednesday, July 01, 2009 :::
میرحسین:
امید به آینده رساترین اعتراض ماست
...
از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.
مردم!
علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب همچنان در طول سال‌ها ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.
- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.
- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.
- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند. رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد
شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند

::  yashar 23:35 [+]  ::

. . . . . . . . . . . . . . . .::  Tuesday, June 23, 2009 :::
خدا بزرگ است!
خدا بزرگ است!
خدا بسیار بزرگتر از هر کسی است که خیال می کند بزرگ است!

::  yashar 22:31 [+]  ::

نام وبلاگ از کتاب جاناتان مرغ دریایی برگرفته شده است و در زبان ترکی به معنای پرتاب کننده جان می باشد.
از نوشته های دیگران :
خدایِ نوح وی را به همسر و پسرش آزمود و خدایِ ابراهيم به اسماعيل و خدایِ يعقوب به يوسف و خدایِ يوسف به زليخا و خدایِ سليمان به بلقيس و ... من نه به خدایِ نوح و ابراهيم و يعقوب و يوسف و سليمان، که به خدای آدم و حوا سجده ميکنم که در امتحان و در عذاب، اين دو را از يکديگر جدا نکرد

از «عرائض»

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

هیچ پیچیدگی در این صدا نیست

تويي كه مي پيچي در من؛

نفس شمعداني ها را به سر انگشتانم؛

رويايي اقاقيا را به تاب گيسوانم؛

وبند بند وجودت را به پايم

از « در آستانه »

از نوشته های قبلی :
بی حضور تو
قاب خالی اين پنجره
نقش دلتنگيم را می زند
بهار يا پاييز
تابستان يا زمستان
- - - - - - - - - - - - - - - - - -  - -
همیشه
من تمام می شوم
قبل از
آخرین صفحه کتاب

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

بر لبانت نقشی ست
مانده از هزار سال
تا بيايم
جانش دهم
تا
تنم فرو کشی
جانم پرواز دهی

 - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

هر گئجه
الیمده
یازیرام
گله جکسن
هر گونوز
آننیمدا
یازیسان
گلمیه جکسن
* * *
هر شب
بر دستانم
می نویسم
می آیی
هرصبح
بر پیشانیم
می نویسی
نمی آیی
- - - - - - - - - - - - - - - - - -  - -
گلها روییده اند

چشمه ها جوشیده اند

و من

به جستجوی تو

بهترین آواز قناری را

پر داده ام

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

كاش !

گياهي بودمي

روییده بر صخره اي

چنگ انداخته در

دل سنگي

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

من ابراهيمم
همه بت ها را شكسته ام
جز بت بزرگ
كه گذاشته ام
هر كدامتان خود بشكنيد
 
ابراهيم مختاري  هستم
متولد1351 در شهرستان ميانه, از شهرهاي آذربايجان, ساكن تهران
ليسانس رياضي كاربردي از دانشگاه صنعتي شريف
شغلم مديريت شبكه و پايگاه داده اوراکل هست.
اولين كتاب هايي كه خواندم ، كتابهاي صمد بهرنگي بود و از كودكي با الدوز و ياشار دوست بودم. اولين بار كه وارد محيط اینترنت شدم و اسم مستعار خواست، بي معطلي ياشار را تايپ كردم و از آن زمان شدم ياشار .
دوستانی خوب :

شعرهای شاملو 1 ، فروغ ، سهراب ، جلالی
برادران كارمازوف (داستایوفسکی)
زوربای یونانی / سرگشته راه حق/ مسیح باز مصلوب  ( کازانتزاکیس)
پیامبر و دیوانه ( جبران خلیل جبران)
سمفوني مردگان(معروفی)
جان شيفته (رومن رولان)
ناتور دشت (سلینجر)
سوشون( سیمین دانشور)
طاعون / بیگانه ( کامو)
كيمياگر ( کوئیلیو)
جاناتان مرغ دريايي ( ریچارد باخ)
كوري (ساراماگو)
درتنگ / مائده های زمینی ( ژید)
دنياي سوفي ( یوستین گردر )
 

 ....

 

:: آرشيو ::

 

 

هرگونه استفاده ازمطالب اين وبلاگ بدون اجازه ممنوع است، بجز در وبلاگها